تبليغاتX
ناگفته ها

ناگفته ها

محرومیت

تا حالا شده به جهان سومی بودن،عقب ماندگی،فقر...فکر کنید!                                                یکی ازمهمترین و اولین نیازهای بشر سلامت وبهداشت است،همان خدمات درمانی.                        در اغلب روستاهای اطراف ما هیچ مرکزدرمانی موجود نیست و روستائیان برای معالجه ودرمان مجبورند به شهر بیایندو برای این سفر باید انواع هزینه ها را بپردازند.اما متاسفانه مشکل به اینجا ختم نمی شود،چرا که اندک پزشکان شهر اکثرا توانایی معالجه و درمان اساسی بیماران را ندارند یا از روی بیسوادی یا بی وجدانی!وفقط هزینه های بیشتری به آنها تحمیل می کنند.

تعریف بیمارستان در اینجا:ساختمان چندطبقه عهد عتیق شهر که بوی خون و گوشت آن یادآور کشتارگاه است.صفهای طویل انتظار که ناشی از کم کاری مسئولین وپزشکانیست که روز کاریشان از ساعت یازده آغاز می شود! بدتر از همه این است که همانطور که از سرپا ایستادن چند ساعته تان می گذرد می بیند کسانی خارج نوبت وبدون زحمت به اتاق معاینه راه می یابند. در نتیجه پس از گذشت مدت زمان طولانی از طول صف کاسته نمی شود!                                                                                   آزمایشگاهها و سونوگرافی را کلا فاکتور بگیرید چون به واقع از رده خارجند.

تصور کنید، شهری که جمعیت  آن(شهری وروستایی)بالغ بر۲۵۰هزارنفراست فقط یک مطب سونوگرافی دارد و آنجا هم بند پ رونق بسیار دارد.یک ضرب المثل به زبان ما میگوید:زر بده منت مذور،یعنی مزدش را بده تا از منت کشیدن خلاصی یابی.که متاسفانه امروزه روز دیگر کاربردی ندارد!

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت   توسط sazin  | 

کاش با خودمون مهربونتر باشیم

آقاچشتون روز بد نبینه!شیک وتر تمیز بود لباسای سفیدش برق میزد با خط اتوش میشد هندونه قاچ کرد یکهو دست کرد تو دهنش از زیر لبش که حالت برآمدگی زشتی پیدا کرده بود،یه چیز سبز رنگ به اندازه یه بند انگشت (یه ماده  نئشه کننده به اسم گنیش یا بی تی)درآورد و پرت کرد رو زمین!!لابد نمیدونست شهر ما خانه ما!

یه مغازه ی شیک وتمیز با اجناس قشنگ و خواستنی،یکیو برداشتم تا قیمت کنم،فروشنده یه آقای جوون و خوش تیپ بود اما لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود ودندان قرمز را آشکار سازد!گویا آقا پن پرک استعمال میکنه که نتیجش دندون قرمز داشتنه!

پن پرک باعث تحریک بزاق دهان میشه وطرف هی تف میکنه به اندازه یه گالن ۷۰لیتری وزمینو خیابون به گند میکشه(ببخشید حال خودمم بهم خورد)،چقد میتونید کثیفیو تحمل کنید!بوی فوق العاده متعفنی هم دارند هم  بی تی هم پن پرک،وباعث میشن دهن بوی بدی داشته باشه حالا جدای همه اینا سرطانزاست به تمام  امحا و احشا آسیب وارد میکنه هزار جور مرض گوارشیو باعث میشه! آخه چرا به خودتون رحم نمیکنید!حالا اگه جایی غیر اینجا رواج داشت صدتا برنامه تبلیغاتی برای نشون دادن ضرراش ساخته بودن وهزار بار تو انواع رسانه ها اعلام میکردن چقد مضر وخطرناکه،اما ما خودمون باید به فکر خودمون باشیم به فکر سلامت خودمون  ومحیط زندگیمون،این همه ضرر کافی نیست تا دیگه اون کثافت نذاری تو دهنت!؟؟!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت   توسط sazin  | 

جاده

سفر،راه،جاده،مقصد...

جاده مسیری سیاه،در دل بیابانی خاکی ،هر از گاهی گون و کهیر پای بسته ی بیابان نمایان می شوند ،و انتهایش می رسد به کوههای سیاه مثل چادر صحرائیان.

 با خطی سفید به دو نیم می شود،دریک سو می روند وسوی دیگر می آیند.

جاده در بیابان و واهه در میان.آغاز هر آبادی کودک معصوم،پاک و تمیز،گونه هایش از گرمای آفتاب سرخ و داغ است به انتظار نسیمی ست که بوزد وقطره های عرق جبینش را بخشکاند و دمی سرمای لطیفی ببخشایدش.موهای سیاه لختش پیشانیش را پوشانده،دستان کوچکش پربار از بار درختان آبادیش،فصل گرم تابستان است فصل انجیرهای درشت سبز و سیاه. 

چشمانش را به جاده دوخته،آنکه می آید آنکه می رود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت   توسط sazin  | 

که چی؟

تا حالا شده متوجه شید چشاتون  در موارد خاصی شوره !؟متاسفانه من متوجه شدم!هر وقت از مهربونی و شخصیت کسی تعریف کنم فرداش عکسش ثابت میشه!مثلا یه روزی از دختر ترم پایینیم تعریف کردم(همشهریم بود خواستم اعتماد به نفسش زیاد شه)چنان جوگیر شد بیا وببین!حالا این یکیو جلوش ازش تعریف کردم،کلی موارد دیگم هست فقط پشت سرشون گفتم عجب آدم باشخصیت ومهربونیه.اونوقت...از نتیجش نگم بهتره!از این رو ازم رسما خواستن از کسی تعریف نکنم اما مگه میشه!

همین دیروز گوشی دوستم خراب شده بود بردیمش پیش جکی، موبایل فروش تو پاساژ یکی از دوستام اسمشو گذاشته جکی،جکی هم تو کار تعمیر گوشی مهارت داره هم فوق العاده قابل اعتماده،خلاصه قبلش کلی از مهربونی و شخصیت جکی برا همشون تعریف کرده بودم،که بی لیاقت یه مهربونی نشونم داد که دیگه نمیخوام ریختشو ببینم!حالا هرچی مطمئن و ماهره به درک!!

می خوام به اون وامثال اون که کمم نیستن بگم که چی؟چیو میخوای نشون بدی؟تا یه خورده باهشون خوب تا کنی دور ورمیدارن،برعکس بقیه نباید مشتری دائمشون شی چون اساسی بی جنبن!(بی انصافی کردم بعضیاشون)

کاش میشد اینو فقط پسر بلوچا بخونن اونوقت خیلی چیزای دیگم میگفتم تا شاید رو یه تعدادی اثر گذاشت(گرچه چشمم آب نمیخوره)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت   توسط sazin  | 

آغاز کلام

رسول خدا می فرماید:پارسایی کن در دنیا تا خداوند ترا دوست بدارد و بی نیازی کن از آنچه در دست مردم است تا مردم دوستت بدارند.

سلام،

من از اهالی سرزمین نخل وآفتابم،جایی که بهش هندوستان کوچک هم میگن،اگه  جغرافیاتون خوب نیست و هنوز نفهمیدید،خودم میگم بلوچستان واقع در جنوب شرق ایران.

از پشت کامپیوتر نشستن خوشم نمیاد اما با دیدن وبلاگای دوستام منم دلم خواست!

 

کویر آرام وبی انتهاست،کویر باوقار وساده است،گلهایش سفید و پروانه هایش سفیدند،روزهایش صمیمی و گرم وشبهایش روشن و پر از ستاره اند،درختانش نخلهای استوار همیشه سبزند.

مردمانش صبورند و سختکوش،دلی دارند به وسعت کویر،در همسایگی خورشید،گرمند ومهربان.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت   توسط sazin  |